پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۱۲۰ - قحط در شهر خمدان و به تنگ آمدن مردم

همی آتبین داشت خمدان حصار

گه آسایش و گاه در کارزار

به سه ماه شهری به تنگی رسید

خبر زآن به نوشان جنگی رسید

ز بازار و برزن برآمد خروش

که با تو بخورده‌ست زنهار کوش

زن و مرد و کودک خروشان بُدند

سراسر به درگاهِ نوشان شدند

که سختی به ما کرد یکباره روی

تو دستور شاهی، یکی چاره جوی

اگر نیز ماهی درنگ آورد

نداریم کس را که جنگ آورد

به شهر اندرون نیست کس تندرست

شد از ناچریدن تن مرد سست

نمانده‌ست در شهر شیرین و شور

نه در مرد جنگی و بازار، زور

اگر شاه را دشمن است آتبین

ندارد همانا ز ما هیچ کین

که از کین ضحاک و جمشیدیان

سرآید همی مردمان را زمان

گروهی به شمشیر کردند چاک

گروهی به تنگی به دام هلاک

نه کس را به راه خورش دسترس

نه نیرو، نه فریادرس هیچ کس

بترسید نوشان از این گفت و گوی

به نرمی بدان مردمان کرد روی

چنین پاسخ آورد کای مهتران

مدارید از این رنج‌ها دل گران

که من بی‌گمانم که شه با سپاه

فزونتر بریده‌ست یک نیمه راه

ز دیهیم چون آگهی یافتم

سوی چارهٔ کار بشتافتم

فگندم سوی راه پویان نوند

بدین آگهی پیش شاه بلند

جهاندار ضحاک از این آگهی

زند بر زمین تاج شاهنشهی

نماند که دشمن به نیرو شود

وز او پادشاهی به آهو شود

همان گه سپارد سپاهی به شاه

که دشمن گریزد هم از گرد راه

بود ترّ بی‌سر که جایی که آب

نباشد وگرنه نباشدش تاب

چه آتش که گرچه بود سهمناک

توان بی‌گمان کشتن او را به خاک

فروزنده مهتاب چندان بود

که خورشید تابنده پنهان بود

ز هر دست، دستی دگر برتر است

ابر هر سپاهی یکی مهتر است

وگر خود شما را جز این است رای

من آرم یکی رای دیگر به جای

فرستم سواری بر آتبین

مگر سوی خوبی گراید ز کین

پذیرمش از این شهر یک ساله باز

مگر باز گردد از این شهر باز

ز گفتار او رام شد انجمن

شدند آفرین‌خوان بدو مرد و زن

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۱۲۲ - نامه کردن طیهور شاه ماچین به سوی آتبینز ماچین سر ماه نامه رسید
  2. بخش ۱۲۳ - پیروزی آتبین بر شهرهای چینبرآمد دگرباره غلغل ز شهر
  3. بخش ۱۲۴ - آگاه شدن کوش از پیروزی آتبینسواران نوشان چو بشتافتند
  4. بخش ۱۲۵ - بازگشتن کوش به چین و نبرد با آتبینچو یک نیمه ره زیر پی کرد کوش
  5. بخش ۱۲۶ - پیروزی آتبین و بردن غنیمت‌ها به دریاچو انبوه شد رزم و دید آتبین
  6. بخش ۱۲۷ - گفتگوی کوش با نوشاندگر روز دستورش اندر رسید
  7. بخش ۱۲۸ - نامه نوشتن کوش به سوی بهک و پاسخ ویهمان گه یکی نامه فرمود، گفت
  8. بخش ۱۲۹ - بد گمان شدن و گریختن بهک و کشته شدنشبهک بدگمان شد ز کردار کوش
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.