پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۱۲۲ - نامه کردن طیهور شاه ماچین به سوی آتبین

ز ماچین سر ماه نامه رسید

سوی آتبین، کاین شگفتی که دید!

به خمدان چرا کرد، باید درنگ

چو دانی که نتوان گشادن به جنگ

از آن شهر یکباره دیده بخواب

نگه کن سوی شهر دیگر شتاب

که چین با سپاه است و با ساز و گنج

به خمدان چرا برد بایدت رنج

پر از گنج کوش است شهر و حصار

که آسان توان یافت بی‌کارزار

چنان دان که بدخواه تو گشت سست

چو در دستِ تو گنج او شد درست

چو بر دوغ باشد تو را دسترس

فزونتر بود هر زمانی مگس

کند سیم، خمّیده را پشت راست

خمیده شود هر که را سیم کاست

سپاهی روان را به رنج آورد

همی روی از ایران به گنج آورد

چو آن نامه برخواند خسرو به راز

پشیمان شد از نستدن ساو و باز

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۱۲۴ - آگاه شدن کوش از پیروزی آتبینسواران نوشان چو بشتافتند
  2. بخش ۱۲۵ - بازگشتن کوش به چین و نبرد با آتبینچو یک نیمه ره زیر پی کرد کوش
  3. بخش ۱۲۶ - پیروزی آتبین و بردن غنیمت‌ها به دریاچو انبوه شد رزم و دید آتبین
  4. بخش ۱۲۷ - گفتگوی کوش با نوشاندگر روز دستورش اندر رسید
  5. بخش ۱۲۸ - نامه نوشتن کوش به سوی بهک و پاسخ ویهمان گه یکی نامه فرمود، گفت
  6. بخش ۱۲۹ - بد گمان شدن و گریختن بهک و کشته شدنشبهک بدگمان شد ز کردار کوش
  7. بخش ۱۳۰ - نامه کردن کوش به سوی ضحّاک و دادن خبر مرگ بهکفرستاد نامه به ضحاک شاه
  8. بخش ۱۳۱ - بیدادگری کوش در چینز دشمن چو ایمن شد و کام یافت
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.