پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

داستان اندر لشکر آراستن شاه بهمن به رزم فرامرز به کین اسفندیار

بخش ۲ - آگاهی یافتن فرامرز از آمدن شاه بهمن به کین خواستن

فرامرز را چون رسید آگهی

رخ لعل او شد به رنگ بهی

در آمد به نزدیک دستان سام

چنین گفت کای باب فرخنده‌نام

ببینی که این بهمن دیوزاد

به کین پدر روی زی ما نهاد

سپه کرد و بگذشت بر هیرمند

سپاهی گران‌تر ز کوه بلند

جهان آرمیده ز آویختن

دگرباره شد تازه خون ریختن

ندانم چه خواهد همی کردگار

چه پیش آورد گردش روزگار

دل زالِ پیر اندر اندیشه بود

وز اندیشه مغزش یکی بیشه بود

فرامرز را گفت کای جان باب

سر از بخش گردون گَردان متاب

چنین بود تا بود چرخ بلند

گهی شادمان دارد و گه نژند

نه از شادیش گشت داننده شاد

نه روز بدش را خرد کرد یاد

گر این دیوزاده سپاه آورد

روان زیر بارِ گناه آورد

یکی نیک پیرانه پندش دهم

بسی گوهرِ سودمندش دهم

اگر باز گردد به پند و به گنج

وگرنه بیابد ز ما درد و رنج

به گردن بر آرم همان گرز سام

کنم تازه اندر جهان کام و نام

به پیرانه سر، باز کاری کنم

که اندر جهان یادگاری کنم

سپه باز خوان و بر آرای کار

مباش ایمن از گردش روزگار

چنین گفت مر شاه را سندباد

که گستاخ بر تخت خود، کس مباد

کجا بخت مانندهٔ لشکرست

که اندر پسش روز و شب دیگرست

میان دو لشکر ره یک شبست

چو آغاز مرگ ای شگفتی تبست

فرامرز بیرون شد از پیش زال

شده دور از او خورد و آرام و هال

به هر سو برافکند پویان نوند

فراز آمدش لشکری دلپسند

چنان شد ز انبوهشان کوه دشت

که اندر هوا مرغ پرّان نگشت

به شاهوی فرمود تا عرض داد

چنین دارم از مرد گوینده یاد

که هشتاد بار از دلیران هزار

شمردند برگستوان‌وَر سوار

همانگاه کار آگهی در رسید

که دشمن به نزد بیابان رسید

سپاهست چندان کجا دشت و کوه

شد از نعل اسبان ایشان ستوه

چو بشنید دستان سام این چنین

همانگاه بگشاد گنجِ دفین

ز گنجی کجا کوشش سام بود

مر او را به گیتی درون نام بود

فراوان از او گوهرِ شاهوار

برون کرد زال از پی شهریار

از آن گوهران ده شتربار کرد

ابا وی بسی نیکویی یاد کرد

از اسبان تازی و برگستوان

سزاوار شاهان و ناماوران

فرستاد بر دستِ شاهویِ پیر

ابا وی یکی نامهٔ دلپذیر

ادامه‌ی داستان اندر لشکر آراستن شاه بهمن به رزم فرامرز به کین اسفندیار

  1. بخش ۴ - پاسخ دادن شاه بهمن به زال سام نریمانبه پاسخ چنین گفت کای گرگ پیر
  2. بخش ۵ - رزم کردن شاه بهمن با فرامرز زال و به هزیمت شدن بهمنوز آنجا بشد بهمن سرفراز
  3. بخش ۶ - رزم دوم شاه بهمن با فرامرز پسر رستمسپهبد پشوتن که دستور بود
  4. بخش ۷ - نامه نوشتن شاه بهمن پیش گردان فرامرز پسر رستمیکی نامه کرد آنگهی شهریار
  5. بخش ۸ - پاسخ نوشتن فرشاور پیش شاه بهمن اسفندیاربه بهمن یکی پاسخ نامه کرد
  6. بخش ۹ - رفتن شاه بهمن به سیستان و باز به هزیمت رفتن از پیش فرامرزچو بهمن چنان دید هم در زمان
  7. بخش ۱۰ - رزم سوم بهمن با فرامرز پسر رستمچنین بود رزم نخست و دوم
  8. بخش ۱۱ - رزم سلمان بربری با بانوگشسب و کشتنِ زال سلمان رابه سلمان چو فرزانه پیغام کرد
همه‌ی داستان اندر لشکر آراستن شاه بهمن به رزم فرامرز به کین اسفندیار ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.