پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

قطعه‌ها

شمارهٔ ۷۵ - مزاح با مقبل دیوان

قنبل الدوله مقبل دیوان

آن که نبْوَد مثال او شیطان

قد او نیست جز چهار وجب

نصف او گشته در زمین پنهان

هیچ سروی به قامتش نرسد

در زمانه به هیچ سروستان

نبُوَد همچو قد او سروی

نه به تهران و نه به تویسرکان

در طفولیت او گذر می کرد

یکشب از راه رشت زی زنجان

این شنیدم که بچۀ گرگی

کون او را درید با دندان

لیک گویند زخم کیرست این

زده او بچه گرگ را بهتان

رفته تا در ادارۀ اوقاف

کرده او کون خویش وقف جهان

ای بسا خورده وقف مردم را

حال از کون خود دهد تاوان

در میان تمام مأکولات

میل دارد بسی به بادمجان 

بیند ار عکس کیر در دریا

دل به دریا زند بدون گمان

خایه اش دانی از چه پاره شده

بس زَدستند زیر او رندان

ادامه‌ی قطعه‌ها

  1. شمارهٔ ۷۷ - حیلهدیشب دو نفر از رفقا آمده بودند
  2. شمارهٔ ۷۸ - دو هدیهآمد مرا دو هدیه چو دو قرص مهر و ماه
  3. شمارهٔ ۷۹ - سفر اصفهانای مهین خواجه در وزارت تو
  4. شمارهٔ ۸۰ - آب حیاتآب حیات است پدرسوخته
  5. شمارهٔ ۸۱ - انتقاد از قمه‌زنانزن‌قحبه چه می‌کُشی خودت را
  6. شمارهٔ ۸۲ - شهر کثیفجز گه و گند و کثافت چیزی
  7. شمارهٔ ۸۳ - قربان کمال السلطنهروز قتل ابن ملجم لعنت الله علیه
  8. شمارهٔ ۸۴ - بلدیهپر شد در و دیوار بَلَد از گل و از لای
همه‌ی قطعه‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.