پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

رموز بیخودی

بخش ۲۵ - در معنی اینکه بقای نوع از امومت است و حفظ و احترام امومت اسلام است

نغمه خیز از زخمهٔ زن ساز مرد

از نیاز او دو بالا ناز مرد

پوشش عریانی مردان زن است

حسن دلجو عشق را پیراهن است

عشق حق پروردهٔ آغوش او

این نوا از زخمهٔ خاموش او

آنکه نازد بر وجودش کائنات

ذکر او فرمود با طیب و صلوة

مسلمی کو را پرستاری شمرد

بهره ئی از حکمت قرآن نبرد

نیک اگر بینی امومت رحمت است

زانکه او را با نبوت نسبت است

شفقت او شفقت پیغمبر است

سیرت اقوام را صورتگر است

از امومت پخته تر تعمیر ما

در خط سیمای او تقدیر ما

هست اگر فرهنگ تو معنی رسی

حرف امت نکته ها دارد بسی

گفت آن مقصود حرف «کن فکان»

زیر پای امهات آمد جنان

ملت از تکریم ارحام است و بس

ورنه کار زندگی خام است و بس

از امومت گرم رفتار حیات

از امومت کشف اسرار حیات

از امومت پیچ و تاب جوی ما

موج و گرداب و حباب جوی ما

آن دخ رستاق زادی جاهلی

پست بالای سطبری بد گلی

نا تراشی پرورش ناداده ئی

کم نگاهی کم زبانی ساده ئی

دل ز آلام امومت کرده خون

گرد چشمش حلقه های نیلگون

ملت ار گیرد ز آغوشش بدست

یک مسلمان غیور و حق پرست

هستی ما محکم از آلام اوست

صبح ما عالم فروز از شام اوست

وان تهی آغوش نازک پیکری

خانه پرورد نگاهش محشری

فکر او از تاب مغرب روشن است

ظاهرش زن باطن او نازن است

بندهای ملت بیضا گسیخت

تا ز چشمش عشوه ها حل کرده ریخت

شوخ چشم و فتنه زا آزادیش

از حیا نا آشنا آزادیش

علم او بار امومت بر نتافت

بر سر شامش یکی اختر نتافت

این گل از بستان ما نارسته به

داغش از دامان ملت شسته به

لااله گویان چو انجم بی شمار

بسته چشم اندر ظلام روزگار

پا نبرده از عدم بیرون هنوز

از سواد کیف و کم بیرون هنوز

مضمر اندر ظلمت موجود ما

آن تجلی های نامشهود ما

شبنمی بر برگ گل ننشسته ئی

غنچه هائی از صبا نا خسته ئی

بر دمد این لاله زار ممکنات

از خیابان ریاض امهات

قوم را سرمایه ای صاحب نظر

نیست از نقد و قماش و سیم و زر

مال او فرزند های تندرست

تر دماغ و سخت کوش و چاق و چست

حافظ رمز اخوت مادران

قوت قرآن و ملت مادران

ادامه‌ی رموز بیخودی

  1. بخش ۲۷ - خطاب به مخدرات اسلامای ردایت پردهٔ ناموس ما
  2. بخش ۲۸ - قل هوالله احدمن شبی صدیق را دیدم بخواب
  3. بخش ۲۹ - الله الصمدگر به الله الصمد دل بسته‌ای
  4. بخش ۳۰ - لم یلد و لم یولدقوم تو از رنگ و خون بالاتر است
  5. بخش ۳۱ - ولم یکن له کفواً احدمسلم چشم از جهان بر بسته چیست؟
  6. بخش ۳۲ - عرض حال مصنف بحضور رحمة للعالمینای ظهور تو شباب زندگی
همه‌ی رموز بیخودی ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.