پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۱۷ - به یزدان روز محشر برهمن گفت

به یزدان روز محشر برهمن گفت

فروغ زندگی تاب شرر بود

ولیکن گر نرنجی با تو گویم

صنم از آدمی پاینده تر بود

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۱۹ - تهی از های و هو میخانه بودیتهی از های و هو میخانه بودی
  2. بخش ۲۰ - ترا ای تازه پرواز آفریدندترا ای تازه پرواز آفریدند
  3. بخش ۲۱ - چه لذت یارب اندر هست و بود استچه لذت یارب اندر هست و بود است
  4. بخش ۲۲ - شنیدم در عدم پروانه میگفتشنیدم در عدم پروانه میگفت
  5. بخش ۲۳ - مسلمانان مرا حرفی است در دلمسلمانان مرا حرفی است در دل
  6. بخش ۲۴ - به کویش رهسپاری ای دل ای دلبه کویش رهسپاری ای دل ای دل
  7. بخش ۲۵ - رهی در سینهٔ انجم گشائیرهی در سینهٔ انجم گشائی
  8. بخش ۲۶ - سحر در شاخسار بوستانیسحر در شاخسار بوستانی
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.