پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۱۵۳ - بجان من که جان نقش تن انگیخت

بجان من که جان نقش تن انگیخت

هوای جلوه این گل را دو رو کرد

هزاران شیوه دارد جان بیتاب

بدن گردد چو با یک شیوه خو کرد

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۱۵۵ - مشو نومید ازین مشت غباریمشو نومید ازین مشت غباری
  2. بخش ۱۵۶ - جهان رنگ و بو فهمیدنی هستجهان رنگ و بو فهمیدنی هست
  3. بخش ۱۵۷ - تو می گوئی که من هستم خدا نیستتو می گوئی که من هستم خدا نیست
  4. بخش ۱۵۸ - بساطم خالی از مرغ کباب استبساطم خالی از مرغ کباب است
  5. بخش ۱۵۹ - رگ مسلم ز سوز من تپید استرگ مسلم ز سوز من تپید است
  6. بخش ۱۶۰ - بحرف اندر نگیری لامکانرابحرف اندر نگیری لامکانرا
  7. بخش ۱۶۱ - بهر دل عشق رنگ تازه بر کردبهر دل عشق رنگ تازه بر کرد
  8. بخش ۱۶۲ - هنوز از بند آب و گل نرستیهنوز از بند آب و گل نرستی
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.