پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۱۶۰ - بحرف اندر نگیری لامکانرا

بحرف اندر نگیری لامکانرا

درون خود نگر این نکته پیداست

به تن جان آنچنان دارد نشیمن

که نتوان گفت اینجا نیست آنجاست

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۱۶۲ - هنوز از بند آب و گل نرستیهنوز از بند آب و گل نرستی
  2. بخش ۱۶۳ - مرا ذوق سخن خون در جگر کردمرا ذوق سخن خون در جگر کرد
  3. بخش ۱۶۴ - گریز آخر ز عقل ذوفنون کردگریز آخر ز عقل ذوفنون کرد
  4. بخش ۱۶۵ - گل نخستینهنوز همنفسی در چمن نمی‌بینم
  5. بخش ۱۶۶ - دعاایکه از خمخانه فطرت بجامم ریختی
  6. بخش ۱۶۷ - هلال عیدنتوان ز چشم شوق رمید ای هلال عید
  7. بخش ۱۶۸ - تسخیر فطرتمیلاد آدم
  8. بخش ۱۶۹ - بوی گلحوری به کنج گلشن جنت تپید و گفت
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.