پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

جاویدنامه

بخش ۴ - نغمه ملائک

فروغ مشت خاک از نوریان افزون شود روزی

زمین ازکوکب تقدیر او گردون شود روزی

خیال او که از سیل حوادث پرورش گیرد

ز گرداب سپهر نیلگون بیرون شود روزی

یکی در معنی آدم نگر از ما چه می پرسی

هنوز اندر طبیعت می خلد موزون شود روزی

چنان موزون شود این پیش پا افتاده مضمونی

که یزدان را دل از تأثیر او پر خون شود روزی

ادامه‌ی جاویدنامه

  1. بخش ۶ - زروان که روح زمان و مکان است مسافر را بسیاحت عالم علوی میبرداز کلامش جان من بیتاب شد
  2. بخش ۷ - زمزمهٔ انجمعقل تو حاصل حیات ، عشق تو سر کائنات
  3. بخش ۸ - فلک قمراین زمین و آسمان ملک خداست
  4. بخش ۹ - عارف هندی که به یکی از غار های قمر خلوت گرفته ، و اهل هند او را «جهان دوست» میگویندمن چوکوران دست بر دوش رفیق
  5. بخش ۱۰ - نه تا سخن از عارف هندیذات حق را نیست این عالم حجاب
  6. بخش ۱۱ - جلوهٔ سروشمرد عارف گفتگو را در ببست
  7. بخش ۱۲ - نوای سروشترسم که تو میرانی زورق به سراب اندر
  8. بخش ۱۳ - حرکت به و وادی یرغمید که ملائکه او را وادی طواسین مینامندرومی آن عشق و محبت را دلیل
همه‌ی جاویدنامه ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.