پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

جاویدنامه

بخش ۱۳ - حرکت به و وادی یرغمید که ملائکه او را وادی طواسین مینامند

رومی آن عشق و محبت را دلیل

تشنه کامان را کلامش سلسبیل

گفت «آن شعری که آتش اندروست

اصل او از گرمی الله هوست

آن نوا گلشن کند خاشاک را

آن نوا برهم زند افلاک را

آن نوا بر حق گواهی میدهد

با فقیران پادشاهی میدهد

خون ازو اندر بدن سیار تر

قلب از روح الامین بیدار تر

ای بسا شاعر که از سحر هنر

رهزن قلب است و ابلیس نظر

شاعر هندی خدایش یار باد

جان او بی لذت گفتار باد

عشق را خنیاگری آموخته

با خلیلان آزری آموخته

حرف او چاویده و بی سوز و درد

مرد خوانند اهل درد او را نه مرد

زان نوای خوش که نشناسد مقام

خوشتر آن حرفی که گوئی در منام

فطرت شاعر سراپا جستجوست

خالق و پروردگار آرزوست

شاعر اندر سینهٔ ملت چو دل

ملتی بی شاعری انبار گل

سوز و مستی نقشبند عالمی است

شاعری بی سوز و مستی ماتمی است

شعر را مقصود اگر آدم گری است

شاعری هم وارث پیغمبری است»

گفتم از پیغمبری هم باز گوی

سر او با مرد محرم باز گوی

گفت «اقوام و ملل آیات اوست

عصر های ما ز مخلوقات اوست

از دم او ناطق آمد سنگ و خشت

ما همه مانند حاصل ، او چو کشت

پاک سازد استخوان و ریشه را

بال جبریلی دهد اندیشه را

های و هوی اندرون کائنات

از لب او نجم و نور و نازعات

آفتابش را زوالی نیست نیست

منکر او را کمالی نیست نیست

رحمت حق صحبت احرار او

قهر یزدان ضربت کرار او

گرچه باشی عقل کل از وی مرم

زانکه او بیند تن و جان را بهم

تیز تر نه پا به راه یرغمید

تا ببینی آنچه می بایست دید

کنده بر دیواری از سنگ قمر

چار طاسین نبوت را نگر»

شوق راه خویش داند بی دلیل

شوق پروازی ببال جبرئیل

شوق را راه دراز آمد دو گام

این مسافر خسته گردد از مقام

پا زدم مستانه سوی یرغمید

تا بلندیهای او آمد پدید

من چه گویم از شکوه آن مقام

هفت کوکب در طواف او مدام

فرشیان از نور او روشن ضمیر

عرشیان از سرمهٔ خاکش بصیر

حق مرا چشم و دل و گفتار داد

جستجوی عالم اسرار داد

پرده را بر گیرم از اسرار کل

با تو گویم از طواسین رسل

ادامه‌ی جاویدنامه

  1. بخش ۱۵ - طاسین زرتشت : آزمایش کردن اهریمن زرتشت رااهریمن
  2. بخش ۱۶ - طاسین مسیحرویای حکیم تولستوی
  3. بخش ۱۷ - طاسین محمدنوحهٔ روح ابوجهل در حرم کعبه
  4. بخش ۱۸ - فلک عطارد زیارت ارواح جمال الدین افغانی و سعید حلیم پاشامشت خاکی کار خود را برده پیش
  5. بخش ۱۹ - دین و وطنلرد مغرب آن سراپا مکر و فن
  6. بخش ۲۰ - اشتراک و ملوکیتصاحب سرمایه از نسل خلیل
  7. بخش ۲۱ - شرق و غربغربیان را زیرکی ساز حیات
  8. بخش ۲۲ - محکمات عالم قرآنی خلافت آدمدر دو عالم هر کجا آثار عشق
همه‌ی جاویدنامه ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.