پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۴۱ - بدن وامانده و جانم در تک و پوست

بدن وامانده و جانم در تک و پوست

سوی شهری که بطحا در ره اوست

تو باش اینجا و با خاصان بیامیز

که من دارم هوای منزل دوست

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۴۳ - نگاهی داشتم بر جوهر دلنگاهی داشتم بر جوهر دل
  2. بخش ۴۴ - ندانم دل شهید جلوه کیستندانم دل شهید جلوه کیست
  3. بخش ۴۵ - مپرس از کاروان جلوه مستانمپرس از کاروان جلوه مستان
  4. بخش ۴۶ - به این پیری ره یثرب گرفتمبه این پیری ره یثرب گرفتم
  5. بخش ۴۷ - گناه عشق و مستی عام کردندگناه عشق و مستی عام کردند
  6. بخش ۴۸ - چه پرسی از مقامات نوایمچه پرسی از مقامات نوایم
  7. بخش ۴۹ - سحر با ناقه گفتم نرم تر روسحر با ناقه گفتم نرم تر رو
  8. بخش ۵۰ - مهار ای ساربان او را نشایدمهار ای ساربان او را نشاید
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.