پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۵۰ - مهار ای ساربان او را نشاید

مهار ای ساربان او را نشاید

که جان او چو جان ما بصیر است

من از موج خرامش می شناسم

چو من اندر طلسم دل اسیر است

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۵۲ - چه خوش صحرا که در وی کاروانهاچه خوش صحرا که در وی کاروانها
  2. بخش ۵۳ - چه خوش صحرا که شامش صبح خند استچه خوش صحرا که شامش صبح خند است
  3. بخش ۵۴ - امیر کاروان آن اعجمی کیست؟امیر کاروان آن اعجمی کیست؟
  4. بخش ۵۵ - مقام عشق و مستی منزل اوستمقام عشق و مستی منزل اوست
  5. بخش ۵۶ - غم پنهاں که بی گفتن عیان استغم پنهاں که بی گفتن عیان است
  6. بخش ۵۷ - به راغان لاله رست از نو بهارانبه راغان لاله رست از نو بهاران
  7. بخش ۵۸ - گهی شعر عراقی را بخوانمگهی شعر عراقی را بخوانم
  8. بخش ۵۹ - غم راهی نشاط آمیزتر کنغم راهی نشاط آمیزتر کن
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.