پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۴۹ - سحر با ناقه گفتم نرم تر رو

سحر با ناقه گفتم نرم تر رو

که راکب خسته و بیمار و پیر است

قدم مستانه زد چندان که گوئی

بپایش ریگ این صحرا حریر است

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۵۱ - نم اشک است در چشم سیاهشنم اشک است در چشم سیاهش
  2. بخش ۵۲ - چه خوش صحرا که در وی کاروانهاچه خوش صحرا که در وی کاروانها
  3. بخش ۵۳ - چه خوش صحرا که شامش صبح خند استچه خوش صحرا که شامش صبح خند است
  4. بخش ۵۴ - امیر کاروان آن اعجمی کیست؟امیر کاروان آن اعجمی کیست؟
  5. بخش ۵۵ - مقام عشق و مستی منزل اوستمقام عشق و مستی منزل اوست
  6. بخش ۵۶ - غم پنهاں که بی گفتن عیان استغم پنهاں که بی گفتن عیان است
  7. بخش ۵۷ - به راغان لاله رست از نو بهارانبه راغان لاله رست از نو بهاران
  8. بخش ۵۸ - گهی شعر عراقی را بخوانمگهی شعر عراقی را بخوانم
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.