پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۹

شه من بدرد عشقت بنواز جان ما را

که دلم ز درد یابد همه راحت و دوا را

چو جمال خود نمائی نظرم بخویش نبود

چو مه تمام بینم چه نظر کنم سها را

بکمال عشقبازان نرسند خودپرستان

بحریم پادشاهی چه محل بود گدا را

ز خودی برآی آنگه ار نی بگوی ای دل

که تو تا توئی نبینی سبحات کبریا را

اگر ای کلیم داری خبری ز ذوق نازش

ز کلام لن ترانی تو نظاره کن لقا را

ظلمات هستی خود تو بصدق در سفر کن

چو خضر اگر بجوئی سر چشمه بقا را

چو بدوست انس یابی دل خود ز انس برکن

مشناس هیچکس را چو شناختی خدا را

بحسین خسته هر دم چو مسیح جان ببخشد

سحری ز کوی جانان چو گذر بود صبا را

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱چون تو جان منی ای جان چه کنم جان و جهان را
  2. شمارهٔ ۱۲دلا اگر نفسی می‌زنی به صدق و صفا
  3. شمارهٔ ۱۳زندگانی بی‌رخ دلبر نمی‌باید مرا
  4. شمارهٔ ۱۴دوای درد دل خسته ام بکن یارا
  5. شمارهٔ ۱۵ای سوخته ز آتش عشقت جگر مرا
  6. شمارهٔ ۱۶هر دم بناز میکشد آن نازنین مرا
  7. شمارهٔ ۱۷ای بر دل شکسته ز درد تو داغ‌ها
  8. شمارهٔ ۱۸ای آنکه جانم سوختی با داغ محنت بارها
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.