پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۱

چون تو جان منی ای جان چه کنم جان و جهان را

چو منم زنده به عشقت چه کشم منت جان را

چو رسد از تو جراحت بود آن منت و راحت

بدو صد لابه از آن رو طلبم زخم سنان را

چو حدیث تو نگویم صفت عشق نجویم

چو ره عشق بپویم چه کنم پای دوان را

چو ز عشق تو خرابم به جناب تو شتابم

چو نشان تو نیابم بهلم نام و نشان را

چو شدم سوی تو بینا کنم از خویش تبرا

چو شدم غرقه دریا چه کنم قعر و کران را

هله ای عاشق صادق بگسل بند علایق

چو نهی روی به خالق منگر خلق جهان را

دل ز اندیشه جدا جو گذر از خویش و خدا جو

تو در اقلیم فنا جو همگی امن و امان را

دلت از فیض نهانی نشود لوح معانی

چو حسین ار نگذاری روش نطق زبان را

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۳زندگانی بی‌رخ دلبر نمی‌باید مرا
  2. شمارهٔ ۱۴دوای درد دل خسته ام بکن یارا
  3. شمارهٔ ۱۵ای سوخته ز آتش عشقت جگر مرا
  4. شمارهٔ ۱۶هر دم بناز میکشد آن نازنین مرا
  5. شمارهٔ ۱۷ای بر دل شکسته ز درد تو داغ‌ها
  6. شمارهٔ ۱۸ای آنکه جانم سوختی با داغ محنت بارها
  7. شمارهٔ ۱۹ای روی دل‌آرایت آتش زده در جان‌ها
  8. شمارهٔ ۲۰به صدر صفحهٔ دولت کجا رسد اصحاب
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.