پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۸۳

عجب که درد مرا هیچکس دوا سازد

مگر که چاره بیچارگان خدا سازد

دلم بدرد و بلا انس کرده است چنانک

ز عافیت بگریزد بابتلا سازد

بکیش عشق دلش زنده ابد باشد

که جان خود هدف ناوک بلا سازد

نظر بشاهی هر دو جهان نیندازد

کسی که بر در او خویشتن گدا سازد

دلیکه یافت خلاصی ز قید کبر و ریا

وطن بساخت اقلیم کبریا سازد

بحق سپار دل آهنین خود کانرا

بصیقل کرم آیینه بقا سازد

مراد خویش ز جانان کسی تواند یافت

که در طریق وفا جان خود فدا سازد

حسین را طرب و ساز و عیش در پیش است

نگار من چو به عشاق بی‌نوا سازد

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۸۵نفخه سنبل گلچهره من می‌آید
  2. شمارهٔ ۸۶نگار سرو قد گل‌عذار من آمد
  3. شمارهٔ ۸۷کسی که شیفته روی آن صنم باشد
  4. شمارهٔ ۸۸علاج عاشق مسکین حبیب می‌داند
  5. شمارهٔ ۸۹یک لحظه مرا بی رخت آرام نباشد
  6. شمارهٔ ۹۰سلطان نگر که پرسش درویش می‌کند
  7. شمارهٔ ۹۱دردا که دوست هیچ رعایت نمی‌کند
  8. شمارهٔ ۹۲دلبر برفت و درد دلم را دوا نکرد
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.