پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۸۷

کسی که شیفته روی آن صنم باشد

ز طعن و سرزنش دشمنش چه غم باشد

برای دیدن دیدار دوست از دشمن

توان کشیدن اگر صد هزار الم باشد

بهیچ رو ز در او نمیروم باری

گدا ملازم درگاه محتشم باشد

رقیبم از سر کویش بجور میراند

گدای شهر مبادا که محترم باشد

کسی که قدر شب وصل دوست نشناسد

اگر ز هجر بمیرد هنوز کم باشد

هر آنکه سر غم عشق بر زبان راند

زبان بریده سیه روی چون قلم باشد

بگفت با تو دمی همنفس شوم روزی

ندانم آن دم خرم کدام دم باشد

اگر بحال من خسته دل کند نظری

ز عین مردمی و غایت کرم باشد

حسین خسته جگر را سزد که بنوازد

به گوشه نظری گرچه صبحدم باشد

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۸۹یک لحظه مرا بی رخت آرام نباشد
  2. شمارهٔ ۹۰سلطان نگر که پرسش درویش می‌کند
  3. شمارهٔ ۹۱دردا که دوست هیچ رعایت نمی‌کند
  4. شمارهٔ ۹۲دلبر برفت و درد دلم را دوا نکرد
  5. شمارهٔ ۹۳نظر کنید که آن شهسوار می‌گذرد
  6. شمارهٔ ۹۴اگر طریقه تو جمله ناز خواهد بود
  7. شمارهٔ ۹۵خرم دل آن کس که تمنای تو دارد
  8. شمارهٔ ۹۶چون شب و روز مرا از تو عنایت باشد
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.