پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۱۷

بگذار تا بمیرم بر خاک آستانش

جان هزار چون من بادا فدای جانش

هر ناوک بلائی کز شست عشق آید

ای دوست مردمی کن بر چشم من نشانش

مهر و وفاست مدغم در صورت جفایش

آب بقاست مضمر در ضربت سنانش

مستی ست در سر من از چشم پر خمارش

شوری ست در دل من از شکر دهانش

جانان مقیم گشته اندر مقام جانم

من از طریق غفلت جویا از این و آنش

اندر فنای کلی دیدم بقای سرمد

وز عین بی نشانی دریافتم نشانش

جرم و فضولی من از حد گذشت لیکن

دارم امید رحمت از فضل بیکرانش

چون خاک راه خواهی گشتن حسین روزی

آن به که جان سپاری بر خاک آستانش

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۹خوشا جانی که بستاند بدست خویش جانانش
  2. شمارهٔ ۱۲۰این منم ره یافته در مجلس سلطان خویش
  3. شمارهٔ ۱۲۱اگر تو محرم عشقی مگوی اسرارش
  4. شمارهٔ ۱۲۲دلی که عشق حقیقی کند سرافرازش
  5. شمارهٔ ۱۲۳دیوانه گشتم بی آن پریوش
  6. شمارهٔ ۱۲۴ای ستمگر که نداری خبر از بیدل خویش
  7. شمارهٔ ۱۲۵در کشتنم ار بود رضایش
  8. شمارهٔ ۱۲۶سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.