پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۲۰

این منم ره یافته در مجلس سلطان خویش

جان دهم شکرانه چون دیدم رخ جانان خویش

دیگران گر سیم و زر آرند از بهر نثار

من نثار حضرت جانانه سازم جان خویش

دارم از دیده شرابی و کبابی از جگر

تا خیال دوست را آرم شبی مهمان خویش

داشتم پیمان که از پیمانه باشم مجتنب

باده چون پیمود ساقی رستم از پیمان خویش

راز من از اشک سرخ و روی زردم فاش شد

من نکردم آشکارا قصه پنهان خویش

از جراحتهای او داریم راحتها بسی

زانکه از دردش همی یابد دلم درمان خویش

جوهر کان را سلاطین معانی طالبند

شکر ایزد را که باری یافتم در کان خویش

گوهر کان را نمی یابند غواصان عشق

شادی جان کسی کو یافت در عمان خویش

شادی دنیا و هم عقبی شود آن حسین

این گدا را از کرم گر تو بخوانی آن خویش

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۲دلی که عشق حقیقی کند سرافرازش
  2. شمارهٔ ۱۲۳دیوانه گشتم بی آن پریوش
  3. شمارهٔ ۱۲۴ای ستمگر که نداری خبر از بیدل خویش
  4. شمارهٔ ۱۲۵در کشتنم ار بود رضایش
  5. شمارهٔ ۱۲۶سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش
  6. شمارهٔ ۱۲۷شوریده کرد حالم لعل شکر نثارش
  7. شمارهٔ ۱۲۸دوست در خانه و ما را خبری نیست دریغ
  8. شمارهٔ ۱۲۹عید است و موسم گل و هنگام طرف باغ
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.