پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۰۳

سحرگه باد نوروزی چو از گلزار می‌آید

مرا از بهر جان‌بخشی نسیم یار می‌آید

به بوی زلف رخسارش چو من سوی چمن آیم

گل و سنبل به چشم من سنان و خار می‌آید

توانم در ره جانان به آسانی سپردن جان

ولیکن زیستن بی‌دوست بس دشوار می‌آید

دلم آزرده و مجروح مرهم یافتن مشکل

دگر هر لحظه آزاری بر این آزار می‌آید

اگر در گوشه‌ای تنها حدیث درددل گویم

فغان و ناله و آه از در و دیوار می‌آید

چو لاله داغ دل دارم که بی دلدار در گلشن

چو در گل بنگرم یادم از آن رخسار می‌آید

حسین ار وصل دریابی نثار دوست کن جان را

که جان بهر چنین روزی مرا در کار می‌آید

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۵صباح عید ز بهر صبوح برخیزند
  2. شمارهٔ ۱۰۶ز شست عشق چو تیر بلا روان کردند
  3. شمارهٔ ۱۰۷عید است و حریفان ز می عشق خرابند
  4. شمارهٔ ۱۰۸دلا بنال که یاران نازنین رفتند
  5. شمارهٔ ۱۰۹امیر قافله کوس رحیل زد ای یار
  6. شمارهٔ ۱۱۰زهی بوعده وصل تو جان ما مسرور
  7. شمارهٔ ۱۱۱ترا ز حال من زار مبتلا چه خبر
  8. شمارهٔ ۱۱۲چشم عاشق کش او کشت مرا بار دگر
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.