پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۰۶

ز شست عشق چو تیر بلا روان کردند

نخست جان من خسته را نشان کردند

کسی که زد قدمی در ره وفاداری

بهر جفا و بهر جورش امتحان کردند

مس وجود دهی کیمیای عشق بری

بیا بگو که در این ره که رازیان کردند

هزار جان گرامی بیک نفس دادند

اگر چه دل بربودند و قصد جان کردند

بسر نکته اوحی الیه ما یو حی

رموز عاشق و معشوق را بیان کردند

برای جلوه حسن و جمال خویش حبیب

چو ساخت آینه ای نام او جهان کردند

جمال دوست بر عارفان بود پیدا

اگر چه در نظر غافلان نهان کردند

مرا به بندگی از هر دو کون داده خلاص

ترا فریفته بند این و آن کردند

خلیل عشق مگر در دل حسین آمد

کز آتش دل او باغ و گلستان کردند

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۸دلا بنال که یاران نازنین رفتند
  2. شمارهٔ ۱۰۹امیر قافله کوس رحیل زد ای یار
  3. شمارهٔ ۱۱۰زهی بوعده وصل تو جان ما مسرور
  4. شمارهٔ ۱۱۱ترا ز حال من زار مبتلا چه خبر
  5. شمارهٔ ۱۱۲چشم عاشق کش او کشت مرا بار دگر
  6. شمارهٔ ۱۱۳ای خسرو خوبان لبت از شهد شیرین کاره تر
  7. شمارهٔ ۱۱۴سینه خلوتخانه یار است خالی کن ز غیر
  8. شمارهٔ ۱۱۵اگر طریقه آن دلرباست عشوه و ناز
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.