پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

چمن و انجمن

بخش ۱ - مثنوی مسمّی به چمن و انجمن

به نام آن که آذر را چمن ساخت

دل دوزخ شرر را انجمن ساخت

به ناز افروخت در بزم دل، اورنگ

قدم زد بر بساط سینه ی تنگ

غمش پروانه را شد کارفرما

که سوزد داغ شمع محفل آرا

نماید عندلیبان را تسلّی

به رنگارنک گلهای تجلّی

خراب آباد دل را کرده معمور

به داغ خانه زادش صد جهان شور

شتابان در هوایش کرده محمل

تپیدنهای مرغ نیم بسمل

به شوخیهای حسن عشوه آمیز

ز مغز داغ مجنون، شورش انگیز

دل لیلی ست کار افتاده ی او

غزالان سر به صحرا دادهٔ او

بلاآموز چشم خوش نگاهان

چراغ افروز داغ غم پناهان

به شورشهای عشق گام فرسای

نمک در دیدهٔ داغ درون سای

غمش دارد شرابی آتش آلود

برآرد از دماغ کفر و دین دود

فلک صید زبون دام عشقش

نفس می سوزدم از نام عشقش

به هر وادی که گردد شورش انگیز

رگ سنگش شود موج سبک خیز

قبول قبله گاه کج کلاهان

صف آرای قیامت دستگاهان

نیازافزای عشّاق جگرریش

ز خیل ناز خوبان جفاکیش

تسلّی بخش جان ناشکیبا

به رعنا جلوه های سرو زیبا

چه شمع است این که جان پروانهٔ اوست

دل هر ذرّه آتشخانه اوست؟

جهان آیینهٔ آن حسن زیباست

فروغ جلوه اش را سینه، سیناست

به ناز آورده آن گلگون بَر و دوش

چو داغ لاله، عاشق را در آغوش

تعالی الله، زهی مسکین نوازی

که آموزد به موری، شاهبازی

برآرد مشت خاکی را بر افلاک

کند افلاک را پیشش کم از خاک

دهد بارش به عزّت تا بَرِ خویش

رَهِ هوشش زند از ساغر خویش

کند آزادش از دلق گدایی

به تشریف ردای کبریایی

چه مضراب است بر تار نفس باز؟

که تار شعله دارد پردهٔ ساز

نفس را تا اثر در دام اسیر است

نوای عجز نالی دلپذیر است

حزین از پردهٔ دل، زن نوایی

شلایین نالهٔ درد آشنایی

ادامه‌ی چمن و انجمن

  1. بخش ۳ - آرایش شاهدان انجمن آرای سخن به زیور نعت خواجهٔ کونین صلّی الله علیه و آله المصطفیننخستین مظهر لطف الهی
  2. بخش ۴ - از خوان وصال به سرانگشت خامه نمکی چشیدن و عرض نیاز را به بساط خطاب کشیدنعجب نبود که گردی دستگیرم
  3. بخش ۵ - رخ طاعت به خاک ضراعت سودن و لب سوال به منتهی الآمال گشودنبه هجران، زاری دلهای خونین
  4. بخش ۶ - شکفتن غنچهٔ منقبت امیر مومنان و سرور انس و جان اسدالله الغالب علیّ بن ابیطالب صلوات الله الملک المنان از شاخسار خامهٔ رطب اللّسانپس از نعت رسول حق، سپاسی
  5. بخش ۷ - چمن طرازی این صحیفهٔ لا ریب به ذکر اشارت غیبدرپن خلوتسرای عاری از عیب
  6. بخش ۸ - شمع محبّت در انجمن غیرت افروختن و پروانه ی غیرت سوختنمحبت شیر و دل ها بیشه ی اوست
  7. بخش ۹ - نخل بندی چمن بیان به تعریف بهار جان که فصل کامرانی ست و بهار جان که موسم گل افشانیعجب عهدیست ایام جوانی
  8. بخش ۱۰ - سلسله جنبانی داستان سرای این داستان در انجمن سماع دوستاننگردد بوی گل در گل حصاری
همه‌ی چمن و انجمن ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.