پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

چمن و انجمن

بخش ۵ - رخ طاعت به خاک ضراعت سودن و لب سوال به منتهی الآمال گشودن

به هجران، زاری دلهای خونین

ز حد بگذشت یا ختم النبیین

ز اشک و آه مهجوران بی تاب

جهانی غوطه زد در آتش و آب

سپاه درد، با جان در ستیز است

لب هر زخم دل، خونابه ریز است

جهان از جلوهٔ جان پرورت دور

به ما شد تنگتر از دیدهٔ مور

شدی تا گنج خلوتخانهٔ خاک

ز داغ، اندوخت صد گنجینه، افلاک

قد محراب، زین محنت دوتا شد

که از سرو سرافرازت جدا شد

ز قدرش، سایه بر عرش برین بود

که بر پای تو، منبر، پایه می سود

کنون در گوشه ای افتاده مدهوش

به حسرت یک دهن خمیازه آغوش

جدا از پرتو آن روی دلکش

به دل، قندیل را افتاده آتش

ز داغ هجرت ای شمع شب افروز

به شبها، شمع می گرید به صد سوز

برافروز ای چراغ چشم ایجاد

جهان شد بی فروغت ظلمت آباد

به رخ، آرایش شمس و قمر کن

شب تاربک هجران را سحرکن

به کام دل رسید آخر نقابت

درین خلوت، ز حد بگذشت خوابت

ز خواب ای مهر عالمتاب برخیز

تو بخت عالمی، از خواب برخیز

خلاصی ده ز هجران جان ما را

به جان منّت نه و بنما لقا را

بلند آوازه گردان طبل شاهی

ز نو، زن نوبت عالم پناهی

قدم بر تارک کروبیان زن

علم بر بام هفتم آسمان زن

مشرف کن بساط خاکیان را

منور منزل افلاکیان را

سر، ای خورشید جان از خواب برکن

کنار خاک را جیب سحر کن

چراغ افروز بزم قدسیان شو

رواج آموزِ کارِ انس و جان شو

چو از جا، هول رستاخیز خیزد

رخ از شرمندگیها، رنگ ریزد

نظر بگشا بر احوال تباهم

بجنبان لب، پی عذر گناهم

ادامه‌ی چمن و انجمن

  1. بخش ۷ - چمن طرازی این صحیفهٔ لا ریب به ذکر اشارت غیبدرپن خلوتسرای عاری از عیب
  2. بخش ۸ - شمع محبّت در انجمن غیرت افروختن و پروانه ی غیرت سوختنمحبت شیر و دل ها بیشه ی اوست
  3. بخش ۹ - نخل بندی چمن بیان به تعریف بهار جان که فصل کامرانی ست و بهار جان که موسم گل افشانیعجب عهدیست ایام جوانی
  4. بخش ۱۰ - سلسله جنبانی داستان سرای این داستان در انجمن سماع دوستاننگردد بوی گل در گل حصاری
همه‌ی چمن و انجمن ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.