پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

قصاید

شمارهٔ ۳۲ - در مدح سلطان سنجر گوید

جهان را شاه فرخ پی چنین باید چنین باید

که خلق عالم اندر سایه عدلش بیاساید

خجسته رای او در ملک راه فتنه بر بندد

مبارک روی او از خلق کار بسته بگشاید

چو دریا طبع او رادی کند دایم غنی ماند

چو گردون کار او گردان بود لیکن نفرساید

گهی بر صفحه افلاک نقش جود بنگارد

گهی ز آیینه انصاف رنگ بخل بزداید

ولی را گر عطا باید عدو را گر خطا افتد

خدا و خلق داند کان ببخشد وین ببخشاید

چنان از ظالمان بربود باسش دل که در عالم

ندارد کهربا زهره که پرکاه برباید

خه ای برنا جوان بختی که در صد قرن تا زین پس

نظیرت در جهان کهل چرخ پیر ننماید

سعادت چشم بگشاده که تا رویت کجا بیند

زمانه گوش بنهاده که تا رایت چه فرماید

شب و روز بهار آمد بداندیش و نکو خواهت

که او می کاهد و از کاهش او این بیفزاید

ثنا گوید بآواز بلندت ابر از آن چون من

ز یمن مدح تو پهلو همی بر آسمان ساید

شهنشاها تو کوه حلمی و چون گویمت مدحی

چو کوهی در صدا گوئی ز من بی من سخن زاید

یکی آن آرزو دارم که سنجی مادحانت را

که تاخود مر ترا چون من که باشد آنکه بستاید

ز مدحت طبع من الحمدالله صفوتی دارد

مباد آنروز کو رامدحت هر کس بیالاید

بگویم چیست ای شاه جهان من بنده را بر خود

دو شکل افتاده هر ساعت بیکسو طبع بگراید

چو از جود تو اندیشم خرد گوید شدی قارون

چو از حال خود اندیشم امل گوید که بباید

هزاران کس ز انعامت بر آسود و مرفه شد

مرا شایستگی بیش است اگر منهم شوم شاید

چو تو اندر همه عالم کجا آید پدید ای شه

اگر بس بنده مخلص ز انعامت پدید آید

بزی در ظل سرسبزی و ملک آرای چندانی

که تیغ آفتاب از نور گیتی را بپیراید

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۴ - ایضا در مدح بهرام شاه استیارب منم که بخت مرا باز در کشید
  2. شمارهٔ ۳۵ - ایضا در مدح بهرام شاه گفته استخه بنا میزد این جهان نگرید
  3. شمارهٔ ۳۶ - درمدح سلطان بهرام شاه غزنوی گویدهفته دیگر بسعی ابر مروارید بار
  4. شمارهٔ ۳۷ - ایضا در مدح بهرام شاه استیارب جهان بکامه بهرام شاه دار
  5. شمارهٔ ۳۸ - در تهنیت صحت ملکزاده خسروشاه گویدای بخت بده مژده که برخاست به یکبار
  6. شمارهٔ ۳۹ - بدین قصیده شرف الملک بوعلی را رثا کندای بی خبر ز نیک و بد گشت روزگار
  7. شمارهٔ ۴۰ - در مدح بهرام شاه غزنوی گویداکنون که تر و تازه بخندید نوبهار
  8. شمارهٔ ۴۱ - در مدح عبدالجبارگویدای مبارک تر عشقت ز سعادت بسیار
همه‌ی قصاید ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.