پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۹۰

از دوست بمن دوش نشان آمد و پیغام

پیغام دل افروز و نشانهای غم انجام

از حسرت هجرانش بودم چو مه نو

از شادی پیغامش گشتم چو مه تام

هم وعده چنانست که یابد دل ازو باز

هم وعده چنانست که یابد دل ازو کام

آرام و نشاط از دل ما پاک برفتست

تا رفته ز نزدیک من آن ماه دلارام

یارب بسلامت برسان سوی من او را

با شادی و خویشتن بشهر آر بهنگام

گر زآن لب و آن روی نیابیم گل و مل

ما نیز نجوئیم گل از باغ و مل از جام

وام است ترا بر تن من خواسته و دل

وز تو بستانم بمراد دل خود وام

اندیشه بسی دارم و نگویم

زیرا که کسی نیست چاره جویم

کوشم که یکی دوستار یابم

تا جان و دل از غم بدو بشویم

کس را بجهان مهربان نبینم

پس راز دل خویش با که گویم

با هر که بگویم نهفته رازی

پیدا کند از شهر گفتگویم

زاندیشه وا ندوه دل فکارم

وز حسرت و تیمار زرد رویم

آرام همی جویم و نیابم

تیمار همی یابم و نجویم

خارند همه خلق یکسر

من بهیده از خار گل چه جویم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۹۲خدای داند کز غم چگونه رنجورم
  2. شمارهٔ ۹۳هان صائم نواله این سفله میزبان
  3. شمارهٔ ۹۴سرنگون مانده است جانم زان دو زلف سرنگون
  4. شمارهٔ ۹۵فراز و نشیب است روی زمین
  5. شمارهٔ ۹۶به تبریز خانه برین بر زمین؟
  6. شمارهٔ ۹۷آن کس که بیک چشم زدن برد دل من
  7. شمارهٔ ۹۸ای زدوده دل و زدوده سخن
  8. شمارهٔ ۹۹بوستان زرد شد ز باد خزان
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.