پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۸۹

هرگه که من به زلف وی اندر نگه کنم

شادی و خرمی ز دل خویش برکنم

گردد روان سرشکم و گردد تپان دلم

گردد نژند جانم و گردد نوان تنم

هرگه که دست بر شکن زلف او برم

بر خویشتن ز حسرت و تیمار بشکنم

گاهش به روی بر‌نهم و گه به دیدگان

گاهش هزار بوسه به یک موی بر زنم

بیهش بیوفتم که شبی دیده باشمش

در بیهشی کجا بوم از دست بفکنم

بی تو به زلف تو نتوانم نهاد دل

بی تو چو موی گردم گر سنگ و آهنم

تا حرب‌گاه مسکن و مأوا‌ی او شده است

زندان شده است ز‌اندُه آن ماه مسکنم

از هجر آن چو لاله اردیبهشت روی

من روزها به زاری چون ابر بهمنم

ایدوستر ز جان و جهان تا برفته

از درد و غم به کام بداندیش دشمنم

تا جعد تو به مشک کنارم بیاگند

هر شب ز دیده جامه به لؤلؤ بیاگنم

اندر جهان به عشق پراکنده نام من

از بس که خون دیده به رخ بر پراکنم

ای روشنایی دل تا دوری از برم

تاری شده است از غم این چشم روشنم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۹۱نهادم بر جدائی دل نهادم
  2. شمارهٔ ۹۲خدای داند کز غم چگونه رنجورم
  3. شمارهٔ ۹۳هان صائم نواله این سفله میزبان
  4. شمارهٔ ۹۴سرنگون مانده است جانم زان دو زلف سرنگون
  5. شمارهٔ ۹۵فراز و نشیب است روی زمین
  6. شمارهٔ ۹۶به تبریز خانه برین بر زمین؟
  7. شمارهٔ ۹۷آن کس که بیک چشم زدن برد دل من
  8. شمارهٔ ۹۸ای زدوده دل و زدوده سخن
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.