پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۸۷

زان زرد شد از داغ و درد رویم

زیرا که بوصل تو نیست رویم

من راه نیابم سوی تو دانی

هرچند بسوی تو راه جویم

زان پس که همه روز با تو بودم

پوشیده نبود از تو روی و مویم

چو نان نگسستی ز من که روزی

آرد بر تو باد تند بویم

تا روی بشوراب چشم شوئی

من روی به آب دیده شویم

چون بر گذری نام تو بگویم

از دور کند بر خروش رویم

در دیده شود سرشگ رویم

چون دور کند پیک تو بگویم

با کس نتوانم حدیث گفتن

گه گاه بخلوت غم مویم

رازم بجهان کس نگه ندارد

من راز تو جز با تو با که گویم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۸۹هرگه که من به زلف وی اندر نگه کنم
  2. شمارهٔ ۹۰از دوست بمن دوش نشان آمد و پیغام
  3. شمارهٔ ۹۱نهادم بر جدائی دل نهادم
  4. شمارهٔ ۹۲خدای داند کز غم چگونه رنجورم
  5. شمارهٔ ۹۳هان صائم نواله این سفله میزبان
  6. شمارهٔ ۹۴سرنگون مانده است جانم زان دو زلف سرنگون
  7. شمارهٔ ۹۵فراز و نشیب است روی زمین
  8. شمارهٔ ۹۶به تبریز خانه برین بر زمین؟
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.