پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

ابیات پراکنده

شمارهٔ ۲

ز من دل برده بود آتش‌عذار تیزمژگانی

به صد جلدی برون آوردم از چنگش کباب اما

نبوسیده کسی در بندگی غیر از عنان دستش

به پایش می‌گذارد دیده را گاهی رکاب اما

از آن بی‌خانمان‌ها نیستم قصاب تا دانی

به کوی دوست من هم خانه‌ای دارم خراب اما

ادامه‌ی ابیات پراکنده

  1. شمارهٔ ۴به هر دستی جدا پیمانه‌ای دارد گل رعنا
  2. شمارهٔ ۵دست دل کوته و دامان وصال تو بلند
  3. شمارهٔ ۶سخن خوب است ز اول خاطر کس را نرنجاند
  4. شمارهٔ ۷چون قلم روزی که می‌بستم میان خویش را
  5. شمارهٔ ۸هر ذرّه‌ را ز مهر کمندی است در گلو
  6. شمارهٔ ۹می‌توان ادراک کردن صورت احوال خویش
  7. شمارهٔ ۱۰ای آب خضر لعل لب یار به از توست
  8. شمارهٔ ۱۱بلبل گلشن تصویر در و دیوارم
همه‌ی ابیات پراکنده ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.