پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

ابیات پراکنده

شمارهٔ ۸

هر ذرّه‌ را ز مهر کمندی است در گلو

نگذاشته است دام تو یک آفریده را

بی‌تابی‌ای که دل کند از عارضت مرنج

رحم است این سپند به آتش رسیده را

ادامه‌ی ابیات پراکنده

  1. شمارهٔ ۱۰ای آب خضر لعل لب یار به از توست
  2. شمارهٔ ۱۱بلبل گلشن تصویر در و دیوارم
  3. شمارهٔ ۱۲جلدی است روزگار سراسر حدیث غم
  4. شمارهٔ ۱۳گیرم ز تو بینایی و گردم به تو حیران
  5. شمارهٔ ۱۴گویی که در آغوش نسیم است غبارم
  6. شمارهٔ ۱۵به دل‌نشینی داغ تو برگ عیشی نیست
  7. شمارهٔ ۱۶تو را دادند چشم و دست و پا هر یک دو، الّا دل
  8. شمارهٔ ۱۷مزن به سنگ جفا شیشه دل ما را
همه‌ی ابیات پراکنده ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.