پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۲

چو زنان،مباش قانع،ز جهان برنگ و بویی

بزن، ای پسر، چو مردان، قدمی بجست و جویی

که جهان شراب خانه است و درو شراب کهنه

بکش این شراب کهنه، تو بهر زمان، بنویی

من ازین خمار مستی نه چنان شدم که هرگز

بخودم بود مجالی،بخدا،بهیچ رویی

همه آب خواره بینی، که ز ما کنند مستی

اگر آب خواره سازند ز خاک ما سبویی

نرسد بهو، هرآنکو که ز انقیاد خود را

نکند فدای چوگان، بهوای هو چو گویی

همه آبروی زاهد بر خلق باد باشد

که ز خاک آستانش نرسد بآبرویی

کم زهد گیر، قاسم، که ازین شراب خانه

به مشام جان زاهد نرسیده است بویی

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.