پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

قطعات

شمارهٔ ۸

در مزاد رخت دلالان منادی میرنند

بشنوید ای تاجران صوف و دیبا بشنوید

پیشوازی نرمدست از بقچه غایب شده

تا نپوشانید این حق و بباطل مگروید

آسیتنی پهن و برهاتنک و دامانی فراخ

زر بسی پنهان بجیبش غافل از وی نغنوید

آستر والا فراویزش خشیشی دگمه در

تیر گرزو چاک پس دارد بر و واقف شوید

هر که میآرد نشان او را کله واری رسد

جامه پوشانرا کنید آگاه حالی زین نوید

ارغوانی روی او بطانه اش گلگون بود

گربیا بندش بجامه خانه قاری دوید

هان میفتید از بر این قصه تا کهنه شود

ورنه هر ساعت بدیوان در عقوبات نوید

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰گتاب البسه یکجا بنظم البسه ام
  2. شمارهٔ ۱۱کتانی دگر پوش هر سال نو
  3. شمارهٔ ۱۲زیاری طمع داشتم ارمکی
  4. شمارهٔ ۱۳در جهان هر خلعتی زیبنده شخصی را بود
  5. شمارهٔ ۱۴تو صوف و پوستین داری زمستان
  6. شمارهٔ ۱۵گرچه سلطانست در جمع رخوت
  7. شمارهٔ ۱۶به فکر اطعمه و البسه من و بسحاق
  8. شمارهٔ ۱۷با چکمه حنین تواضع نموده گفت
همه‌ی قطعات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.