پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

قطعات

شمارهٔ ۶

فارغی ای جیب اطلس کز برت کیف عبیر

ناکه انگیز دغباری چون زمیدان گرد کرد

ار خشم رخت زنان میبرد در تالان مغل

و ز سر غیرت نظر در بقچه اش میکرد کرد

هر توانگر کوشکم بگزید بر سنجاب دی

چون بمرد آن پنبه دزد پاچه در نامرد مرد

جبه از پنبه و صوف و سقرلاط و برک

هر که دارد در زمستان جان ز دست برد

دل زرخت زخم خورده داشت خود دردی کهن

در لباسم باز روغن ریخت با آن درد درد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۸در مزاد رخت دلالان منادی میرنند
  2. شمارهٔ ۹گذشت موسم سرما و پوستین و نمد
  3. شمارهٔ ۱۰گتاب البسه یکجا بنظم البسه ام
  4. شمارهٔ ۱۱کتانی دگر پوش هر سال نو
  5. شمارهٔ ۱۲زیاری طمع داشتم ارمکی
  6. شمارهٔ ۱۳در جهان هر خلعتی زیبنده شخصی را بود
  7. شمارهٔ ۱۴تو صوف و پوستین داری زمستان
  8. شمارهٔ ۱۵گرچه سلطانست در جمع رخوت
همه‌ی قطعات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.