پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

مقطعات

شمارهٔ ۳۱

دوش طفلی پری رخی دیدم

گفتم ای شوخ شکرین گفتار

تو چرا از کمال استغنا

فارغی از مشقت همه حار

پدر و مادرند در تک و دو

تا ترا پرورند لیل و نهار

گفت ما کاملان دورانیم

ناقصانند این گروه کبار

زانکه طفلیم ما و بر طفلان

نیست واجب رعایت اطوار

که شویم از خلاف آن عادت

قابل رد ایزد جبار

لیک این بالغان تا بالغ

که دم از عقل می زنند و وقار

نیستند آنچنان که می باید

ناقصانند و ناتمام عیار

ناقصان گر کنند در عالم

خدمت کاملان نباشد عار

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۳در مقامی گر شود جان عزیزت منزجر
  2. شمارهٔ ۳۴مرده دیدم پریشان گشته اجزای تنش
  3. شمارهٔ ۳۵دو گروهند خلق این عالم
  4. شمارهٔ ۳۶درین حدیقه حرمان ز کثرت اندوه
  5. شمارهٔ ۳۷عاشق صاف طبع و پاک دلم
  6. شمارهٔ ۳۸بسان صفحه رخسار لوح خاطر طفل
  7. شمارهٔ ۳۹از سخن خوانی کشیدم پیش اهل روزگار
  8. شمارهٔ ۴۰بعالم گفتم ای ظالم چرا مشغول خود گردی
همه‌ی مقطعات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.