پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

مقطعات

شمارهٔ ۳۷

عاشق صاف طبع و پاک دلم

واله حکمت جلال و جمال

با خط حسن دلبران در عشق

می کنم مشق تا رسم بکمال

فارغم از حظوظ نفسانی

حظ نفسم نمی رسد بخیال

لیک از مهوشان شهر مرا

هست قطع علاقه امر محال

روش و رسم سایه دارم من

مهوشان را افتاده در دنبال

در زمانی که آن پری صفتان

می گریزند از من بد حال

می دوم بی قرار و صبر ز پی

در تردد نمی کنم اهمال

روی چون می نهند جانب من

تا بر آرند کام من بوصال

می گریزم ز صحبت ایشان

خویشتن را نمی کنم پامال

غیر ازین نیست عادتم همه عمر

بخدای مهیمن متعال

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۹از سخن خوانی کشیدم پیش اهل روزگار
  2. شمارهٔ ۴۰بعالم گفتم ای ظالم چرا مشغول خود گردی
  3. شمارهٔ ۴۱تعرضی بفلک دوش کردم و گفتم
  4. شمارهٔ ۴۲فضیلت نسب و اصل خارج ذاتست
  5. شمارهٔ ۴۳وقت سحر سوی چمن انداختم گذر
  6. شمارهٔ ۴۴دی کرد التماس ز من پاک گوهری
  7. شمارهٔ ۴۵اگر چه داشت ز کیفیت جمیع لغت
  8. شمارهٔ ۴۶فریاد ازین سپهر ستمگر که در جهان
همه‌ی مقطعات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.