پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

مقطعات

شمارهٔ ۲۵

بهر دفع دشمن و فتح بلاد و حفظ نفس

پادشه را منت خیل و حشم باید کشید

محرمان پادشه را از برای عز و جاه

رنج باید دید در خدمت الم باید کشید

منعمان ملک را از محرمان پادشه

متصل در کسب جمعیت ستم باید کشید

مفلسان کم قناعت را ز بهر لقمه

از سکان منعمان پیوسته غم باید کشید

گوشه گیران قناعت ورز را در کنج فقر

محنت ستر تن و قوت شکم باید کشید

هر کرا میل اقامت هست در دنیای دون

بر خط جمعیت خاطر قلم باید کشید

یا بباید ساخت با محنت بهر حالی که هست

یا ازین سر منزل محنت قدم باید کشید

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۷عادت اینست فیض فطرت را
  2. شمارهٔ ۲۸آدمی را فضل صوری و کمال معنویست
  3. شمارهٔ ۲۹میان سگ و گربه شبی نزاع افتاد
  4. شمارهٔ ۳۰بر هر چه دل نهادم و گشتم اسیر آن
  5. شمارهٔ ۳۱دوش طفلی پری رخی دیدم
  6. شمارهٔ ۳۲در دیار ما ندارد هیچ قدر
  7. شمارهٔ ۳۳در مقامی گر شود جان عزیزت منزجر
  8. شمارهٔ ۳۴مرده دیدم پریشان گشته اجزای تنش
همه‌ی مقطعات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.