پرش به محتوای اصلی
عبدالرحیم حائری عبدالرحیم حائری

مشرق الانوار

بخش ۳۴ - تمثیل

همچنانکه چند تخمی سرخ و زرد

بهر اطفال خود آن اُستاد کرد

تا به این بازیچه‌ها دل خوش شوند

از پی کاری که می‌گوید روند

آن یکی بالد به سرخ و این به زرد

این تفاخر عالمی را چیره‌ کرد

یا به مشتی خاک ماند این جهان

که به بازی گِرد کرده کودکان

نام باغ و راغ و ده بروی نهند

زین تَعیُّنها بخندد هوشمند

جنگها دارند بر این مشت خاک

جامه‌ها از بهر آن سازند چاک

لیک آنرا چون شود هنگام شام

واگذارند و شود بازی تمام

همچنین حال تو در این خاکدان

بی کم و بیش است حال کودکان

دل بر این خاک مُلَوَّن بسته‌ای

همچو مرغ بال و پر بِشکسته‌ای

مرغ روحت طایر کَرّوبی است

آشیانت شاخسار طوبی است

این تَعلّقها تو را پابند شد

دانه و دامت، نُقوشی چند شد

همتی کن زین تعلقها گذر

تا کنی برطارم بالا گذر

این سخن را داند آن کو موقِن است

این جهانِ تیره سِجن مُؤمن است

دل به زندان بستن از کوریِّ تست

علت دوری و مَهجوریِّ تست

زُهد دنیا را ز دانش دان نه دین

لیک چشم راست باشد، راست بین

معنی زُهدِ از آن بی رغبتی است

یعنی این دنیای زایل هیچ نیست

دل کجا در هیچ، بندد عاقلی

کی شود مفتونِ امرِ زایلی

ادامه‌ی مشرق الانوار

  1. بخش ۳۶ - فِی الرِّضااین رضا باشد سوی حق شاهراه
  2. بخش ۳۷ - فی التَّسلیممُلکِ تسلیم است، مُلکِ ایمنی
  3. بخش ۳۸ - فی التوکّلمن یَتَوَکَّل عَلی الله را کَفیل
  4. بخش ۳۹ - فی خاتمة امرِ الاِنسانچون نداند کس در آخر حال خویش
  5. بخش ۴۰ - حکایتگفت اگر خواهان دیدار منی
  6. بخش ۴۱ - در کیفیت عاقبت امر انسان به خِیر یا خُسران، اَعاذَنَااللّه و راه سلامت از آنواردات قلبی از خِیر و شُرور
  7. بخش ۴۲ - در ختم کلامباقی این مثنوی ناگفته ماند
  8. بخش ۴۳ - خطاب به فرزند سعادت انجامقُرَّةُ العَینِ من ‌ای ‌پورِ رشید
همه‌ی مشرق الانوار ←

عبدالرحیم حائری درباره‌ی عبدالرحیم حائری

عبدالرحیم صاحب‌الفصول (۱۲۹۴ قمری/ ۱۲۵۶ شمسی - ۱۳۶۷ قمری/ ۱۳۲۷ شمسی) مشهور به حائری، نویسنده، شاعر و عارف معاصر ایرانی است. وی که ساکن تهران بوده‌است در ۱۳۴۵ قمری یکسال پس از تخریب بناهای قبور بقیع توسط وهابیون و خودداری مسلمانان از سفر حج، با هزار نفر از شام راهی حجاز شد. عبدالعزیز سعودی (پادشاه عربستان) از وی استقبال...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.