پرش به محتوای اصلی
عبدالرحیم حائری عبدالرحیم حائری

مشرق الانوار

بخش ۴۰ - حکایت

گفت اگر خواهان دیدار منی

باید اول تَل را ویران کنی

زان به جان و دل شُدَستم مُستعد

می‌کشم این خاک را زین تَل بِجّد

او چو شیرین و منم فرهاد او

می‌کَنم این کوه را از امداد او

پس سلیمان گفتشش: ای مور ضعیف

چون توانی با چنین جسمی نَحیف

خود گرفتم زور داری عمر کو

بگذر از خامیِّ ره، باطل مَپو

مور گفتا، خود هم این دانسته‌ام

لیک معذورم که من دل بسته‌ام

چون اسیرِ دامِ عشق افتاد دل

چاره‌ای نَبود، بجز جُهدُالمُقِل

در ره معشوق باید جان سپرد

چون بکوی وصل نتوان راه برد

در بَرِ دلدار باید آرمید

ور نه می‌بایست بارِ غم کشید

پس بهر حالی نمی‌باید نشست

بی‌خیالِ آن بُت طَنّازِ مست

گفت معشوقم، بر این بگماشته

وصل را موقوف بر این داشته

این سخن را خوش ز موری در نَیوش

گر بود گوشَت، کُنَش آویز گوش

ادامه‌ی مشرق الانوار

  1. بخش ۴۲ - در ختم کلامباقی این مثنوی ناگفته ماند
  2. بخش ۴۳ - خطاب به فرزند سعادت انجامقُرَّةُ العَینِ من ‌ای ‌پورِ رشید
  3. بخش ۴۴ - یادداشت خطاط ادیب و هنرمند که نسخه اولیۀ این کتاب را به رشته تحریر در آورد:بِحَمدِالله والمِنّة مشرق الانوار عرفانی شیخ قُدسَ سِرُّه که مجمع اسرار قرآنی است به پایان رسید. خداوند را سپاسگزارم که پس از یک عمر خدمات دولتی به پاداش حُسن عمل و صدق نیتی که در تمامی مراحل داشته‌ام، در این موقع که از خدمت دولت بازنشسته شده و زندگی خصوص
همه‌ی مشرق الانوار ←

عبدالرحیم حائری درباره‌ی عبدالرحیم حائری

عبدالرحیم صاحب‌الفصول (۱۲۹۴ قمری/ ۱۲۵۶ شمسی - ۱۳۶۷ قمری/ ۱۳۲۷ شمسی) مشهور به حائری، نویسنده، شاعر و عارف معاصر ایرانی است. وی که ساکن تهران بوده‌است در ۱۳۴۵ قمری یکسال پس از تخریب بناهای قبور بقیع توسط وهابیون و خودداری مسلمانان از سفر حج، با هزار نفر از شام راهی حجاز شد. عبدالعزیز سعودی (پادشاه عربستان) از وی استقبال...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.