پرش به محتوای اصلی
عبدالرحیم حائری عبدالرحیم حائری

مشرق الانوار

بخش ۳۹ - فی خاتمة امرِ الاِنسان

چون نداند کس در آخر حال خویش

چون نماید تکیه بر اعمال خویش؟

زاهدی گر سالها طاعت کند

خرمنش را خَطرۀ آتش زند

فاسق هفتاد ساله می‌شود

گوی نیکی در دم آخر بَرد

تا چه کرده کِلکِ تقدیرش رقم

بر من و تو زان سپس جَفُّ‌القَلم

حاش للِّه این رقم اجبار نیست

جز به حُکم اقتضایش کار نیست

اقتضا اول قَدَر آور شود

وز قَدَر اثبات خیر و شَرّ شود

عالم ذَرّی که گویند اقتضا است

خیر و شر زان هرکسی را مرتضی است

هرچه آخر می‌شود ز اوّل بود

حکم اول دان که نامُبْدل بود

گر تو می‌ترسی زسؤ خاتمه

من همی دارم ز سابق واهمه

من ندانم نامم اندر نامه چیست

گر نکو باشد، ز آخر بیم نیست

ورنه این طاعات کی سودی کند

حق مگر از فضل خود جودی کند

جز به فضل حق مشو، امیّدوار

دیدۀ امید بر طاعت مدار

هم تو یک دم از عمل فارغ مباش

تا که دستت می‌رسد، تُخمی بپاش

تخم ناپاشیده امیّد حَصاد

خود نه از عقل است آن ای اوستاد

با بِطالت این امید از احمقی است

هم دلیل روشن است این کوشقی است

ای پسر گر عاشقی آشفته باش

نی چو بی دَردانِ غافل، خُفته باش

"دوست دارد دوست این آشفتگی

کوشش بیهوده به از خفتگی"

ادامه‌ی مشرق الانوار

  1. بخش ۴۱ - در کیفیت عاقبت امر انسان به خِیر یا خُسران، اَعاذَنَااللّه و راه سلامت از آنواردات قلبی از خِیر و شُرور
  2. بخش ۴۲ - در ختم کلامباقی این مثنوی ناگفته ماند
  3. بخش ۴۳ - خطاب به فرزند سعادت انجامقُرَّةُ العَینِ من ‌ای ‌پورِ رشید
  4. بخش ۴۴ - یادداشت خطاط ادیب و هنرمند که نسخه اولیۀ این کتاب را به رشته تحریر در آورد:بِحَمدِالله والمِنّة مشرق الانوار عرفانی شیخ قُدسَ سِرُّه که مجمع اسرار قرآنی است به پایان رسید. خداوند را سپاسگزارم که پس از یک عمر خدمات دولتی به پاداش حُسن عمل و صدق نیتی که در تمامی مراحل داشته‌ام، در این موقع که از خدمت دولت بازنشسته شده و زندگی خصوص
همه‌ی مشرق الانوار ←

عبدالرحیم حائری درباره‌ی عبدالرحیم حائری

عبدالرحیم صاحب‌الفصول (۱۲۹۴ قمری/ ۱۲۵۶ شمسی - ۱۳۶۷ قمری/ ۱۳۲۷ شمسی) مشهور به حائری، نویسنده، شاعر و عارف معاصر ایرانی است. وی که ساکن تهران بوده‌است در ۱۳۴۵ قمری یکسال پس از تخریب بناهای قبور بقیع توسط وهابیون و خودداری مسلمانان از سفر حج، با هزار نفر از شام راهی حجاز شد. عبدالعزیز سعودی (پادشاه عربستان) از وی استقبال...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.