پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۴

صورتگران که صورت دلخواه می‌کشند

چون صورت تو می‌نگرند آه می‌کشند

جمعی شریک حال پراکندهٔ من‌اند

کز طرهٔ تو دست به اکراه می‌کشند

لب تشنگان چاه زنخدان دلکشت

آب حیات دم به دم از چاه می‌کشند

یارب چه گلبنی تو که با نقش قامتت

سرو بلند را همه کوتاه می‌کشند

من مات صورت تو که در کارگاه حسن

خورشید را گدا و تو را شاه می‌کشند

تو در حجاب رفته به چندین هزار ناز

من منتظر که دامن خرگاه می‌کشند

می‌گیرد آفتاب ز دود درون ما

چون عنبرین نقاب تو بر ماه می‌کشند

ترسم خدا نکرده کشد از تو انتقام

آهی که عاشقان به سحرگاه می‌کشند

این است اگر صعوبت عشق تو، رهروان

در اولین قدم، قدم از راه می‌کشند

برداشت عشق پرده به حدی که عاشقان

بر لوح سینه نقش انا الله می‌کشند

فارغ ز رشک بوالهوسانم فروغیا

چون داغ عشق بر دل آگاه می‌کشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۶زان سبب جان آفرینش جان روشن لطف کرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۷گر نرخ بوسه را لب جانان به جان کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۸کاشکی ساقی ز لعلش می به جام من کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۹دل نداند که فدای سر جانان چه کند
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۰چون دم تیغ تو قصد جان ستانی می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۱زلف و خط دلکشش دام بنی آدمند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۲بتان به مملکت حسن پادشاهانند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۳جمعی که مرهم جگر خستهٔ منند
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.