پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۹

زنده‌دل از چه رو بدن عالم نور می‌رود

جاهل مرده‌دل ز گور هم سوی گور می‌رود

طالب نشئهٔ بقا سوی خدا روان شود

دستهٔ نشئهٔ فنا سوی ثبور می‌رود

هرکه درین سرا بدید نشئه آخرت، بدید

در ره او ز پیش و پس رایت نور می‌رود

وان که ز نشئهٔ دگر کور بود درین سرا

چون برود ازین سرا هم کر و کور می‌رود

هرکه ز تقویش لباس افسر علم بر سرش

وان که به معصیت تنید ناقص و عور می‌رود

هرکه ز کینه و حسد آتش خشم برفروخت

او ز تنور آتشی سوی تنور می‌رود

سوی بهشتی میرود هرکه به اختیار مرد

قعر جحیم جا کند آن که به زور می‌رود

هرکه بخشم مبتلا راست چو مار می‌شود

وآن که اسیر حرص شد خوار چو مور می‌رود

غفلت فیض بین که چون غره گفتگو شده

ماتم خود گذاشته در پی سور می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۱اگر سوی شام ار بری میرود
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۲کجا میرود روح و کی میرود
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۳بر درگه تو حاجت خلقان روا شود
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۴من در او میزنم امروز، باشد وا شود
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۵ای خوش آن صبحی که چشمم بر جمالت وا شود
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۶رخ برافروزی دل من شعله اخگر شود
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۷تا بکی این نفس کافر کیش کافرتر شود
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۸بتاب عارض تا مهر جان بهار شود
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.