پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۱

بهار رفت و نچیدیم گل ز گلشن او

چمن چمن نشکفتیم از شکفتن او

کشید گوشة دامن ز ما ولی در حشر

چو خون کشته بود دست ما و دامن او

سپهر کام دل من نداد و می‌ترسم

که دود ناله برآرد دلم ز خرمن او

چو شیشه هر که تنک ظرفیی کند در بزم

به قول مفتی خم خون او به گردن او

به ذو فنونی فیّاض اعتباری نیست

اگر چه شیوة عشق و جنون بود فن او

زلف افشاندی و بردی همه ایمان به گرو

کفر را سلسله جنبید دگر از سر نو

سایه افکندی اگر بر سر ما نیست عجب

نتواند که ز خورشید نریزد پرتو

نخل امّید به بر می‌رسد، اندیشه مدار

کشت را صبر بباید که رسد وقت درو

با بدی چشم نکویی نتوان داشت ز کس

بَرِ گندم نخوری جان من از کشتة جو

عیش امروز مده از کف فرصت فیّاض

غم فردا چه خوری روز نو و روزی نو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۳اثر ندیده دل از حرف مهربانی تو
  2. شمارهٔ ۶۶۴از گل آوازه‌ای شنیدی تو
  3. شمارهٔ ۶۶۵چو موکشان به گلشنم آرد هوای تو
  4. شمارهٔ ۶۶۶ای فتنه یک دم آی ز بالای زین فرو
  5. شمارهٔ ۶۶۷بیا ای عیش مشرب، ناله‌ای از ساز غم بشنو
  6. شمارهٔ ۶۶۸آن ناز و آن کرشمه و آن چشم و آن نگاه
  7. شمارهٔ ۶۶۹بی‌بادة لبت در میخانه بسته به
  8. شمارهٔ ۶۷۰به عهد زلف خوشت مشک ناب یعنی چه
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.