پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۳

به آن بیگانه امشب یک دو حرف آشنا گفتم

غرض را بی‌غرض کردم سخن بی‌مدّعا گفتم

نگاهش را به طرز همزبانی آشنا دیدم

گهی منع از جفا کردم گهی حرف وفا گفتم

رخش نازک دلش نازک حیا از هر دو نازکتر

سخن پیچیده در صد پرده از رنگ حیا گفتم

ز نام بوسه بیم رنجه گشتن بود آن پا را

ولی پیغام اشک آهسته با رنگ حنا گفتم

نگاهش کرد اقراری که صد جان پیشکش بایست

خجل گشتم که نادانسته حرف خونبها گفتم

نمی‌دانم چه‌ها گفتم ولیکن این قدر دانم

که با من هر چه آن ابروی جادو گفت واگفتم

لبت را غنچة فردوس گفتی، حرف بیجا بود

تبسّم را بهشت جاودان گفتم بجا گفتم

به من از گوشة ابرو چه‌ها کردی چه‌ها گفتی

من از نظّاره حسرت چه‌ها کردم چه‌ها گفتم

به او فیّاض گفتم هر چه دل می‌خواست در مستی

تو اکنون عذرخواهی کن که من اینک دعا گفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۵به کوی عشق در پیری چنان از پای افتادم
  2. شمارهٔ ۵۳۶لبی پرشکوه از یاران بی‌مهر و وفا دارم
  3. شمارهٔ ۵۳۷چو صبح از آفتابی طلعتی یک دم هوس دارم
  4. شمارهٔ ۵۳۸همین نه لخت جگر در دهان غم دارم
  5. شمارهٔ ۵۳۹راز در دل از آن نهان دارم
  6. شمارهٔ ۵۴۰دلِ پر از گرهی از عتاب او دارم
  7. شمارهٔ ۵۴۱همیشه آینه دل به پیش روی تو دارم
  8. شمارهٔ ۵۴۲دهان بر بسته لبریز نوای یاربی دارم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.