پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۱

هم در شیخ زدم هم ره رهبان رفتم

کافر از کعبه و از دیر مسلمان رفتم

عادت عکس نقیض فلکم مغلطه زد

که پی درد به دریوزة درمان رفتم

خنده بر سستی امید خودم می‌آید

از درت رفتم و این طرفه که خندان رفتم

گرچه از آمدن خویش پشیمان بودم

لیکن از رفتن خود نیز پشیمان رفتم

آمدم این همه ره دست به دامان امید

لیک با یأس ابد دست و گریبان رفتم

اینکه جز لخت دلم هیچ ندادند نصیب

جرم من بود که ناخوانده به مهمان رفتم

همدمان منع من از ناله روا نیست که من

بلبلی بودم و نادیده گلستان رفتم

غربتم گرد ملالت ز وطن بیش افزود

یوسفی بودم و از چاه به زندان رفتم

از ملاقات من احباب ملال افزودند

گرچه چون باد صبا جانب بستان رفتم

بوی پیراهن یوسف شدم و بی‌اثرم

هرزه بود این که من از مصر به کنعان رفتم

دوری از دوست ندانی گنه من فیّاض

رفتم از درگه او لیک به فرمان رفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۳به آن بیگانه امشب یک دو حرف آشنا گفتم
  2. شمارهٔ ۵۳۴شکر خدا که باز به امداد همّتم
  3. شمارهٔ ۵۳۵به کوی عشق در پیری چنان از پای افتادم
  4. شمارهٔ ۵۳۶لبی پرشکوه از یاران بی‌مهر و وفا دارم
  5. شمارهٔ ۵۳۷چو صبح از آفتابی طلعتی یک دم هوس دارم
  6. شمارهٔ ۵۳۸همین نه لخت جگر در دهان غم دارم
  7. شمارهٔ ۵۳۹راز در دل از آن نهان دارم
  8. شمارهٔ ۵۴۰دلِ پر از گرهی از عتاب او دارم
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.