پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات بخش دوم

شمارهٔ ۳۳

وعده وصل بتم را اثری پیدا نیست

شب یلدای غمم را سحری پیدا نیست

قاصدی نامد و مردم ز غم بی‌خبری

شده سالی که از آن مه خبری پیدا نیست

در میان همه شیرین‌پسران ای مه من

راست گویم چو تو شیرین پسری پیدا نیست

غوص دریای غمت کردم و یکدانه صدف

به کفم آمده در وی گهری پیدا نیست

آمدم من به درت با همه امید چه سود

سبز شد نخل امید و ثمری پیدا نیست

داد کز فتنه بی‌دادگری چون خاقان

داد خواهند بسی دادگری پیدا نیست

ادامه‌ی غزلیات بخش دوم

  1. شمارهٔ ۳۵مهر رخت ای صنم جای مسیحا گرفت
  2. شمارهٔ ۳۶یار هی نوبت دلداری‌هاست
  3. شمارهٔ ۳۷ای آن وصال تو حیات است
  4. شمارهٔ ۳۸این نه حسنی‌ست که گویند که حد بشر است
  5. شمارهٔ ۳۹نرگس مست نگر واله و حیران شده است
  6. شمارهٔ ۴۰ز سیل اشک من عالم خراب است
  7. شمارهٔ ۴۱ز شوق روی تو خاقان سخنوری آموخت
  8. شمارهٔ ۴۲به من مانی که من گویم که ماهست
همه‌ی غزلیات بخش دوم ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.