پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات بخش دوم

شمارهٔ ۳۸

این نه حسنی‌ست که گویند که حد بشر است

شرح حسنت نتوان کرد غزل مختصر است

از زلیخا بستان جان و بده یوسف گیر

این همه گریه یعقوب برای پسر است

سخن تلخ تو هم لذت دیگر دارد

شهد می‌ریزد از آن لعل که پیشت شکر است

آن که شد از ستمش کشور دل‌ها ویران

پادشاهی‌ست که از مملکتش بی‌خبر است

به مثل گر به جهان دیده صاحب‌نظری

با وجود تو به غلمان نگرد بی‌بصر است

بعد مرگ ار گذری بر سر خاکم گویم

خاک پایی که ز راه تو بود تاج سر است

بی‌وفایی تو امروز و وفاداری من

داستانی‌ست که در هر دو جهان مشتهر است

دیگران را بنگر جور مکن مهر بورز

آن که پار پری بود کنون جانور است

تا به کی تیغ کشی بر سپرانداختگان

ای که شمشیر تو را سینه خاقان سپر است

ادامه‌ی غزلیات بخش دوم

  1. شمارهٔ ۴۰ز سیل اشک من عالم خراب است
  2. شمارهٔ ۴۱ز شوق روی تو خاقان سخنوری آموخت
  3. شمارهٔ ۴۲به من مانی که من گویم که ماهست
  4. شمارهٔ ۴۳به پیش قامت تو سرو بوستان شده پست
  5. شمارهٔ ۴۴باغبان را آرزو گلچیدن است
  6. شمارهٔ ۴۵ز من رمیده و از یار نیز در کار است
  7. شمارهٔ ۴۶چشمم به انتظار تو تا شام بر در است
  8. شمارهٔ ۴۷ - (ناکامل)دلم به قید محبت چنان گرفتار است
همه‌ی غزلیات بخش دوم ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.