پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

آن که دوران بود به فرمانش

داده خاتم به او سلیمانش

از خجالت نهان شود هر دم

یوسف اندر چه زنخدانش

این پری در بهشت اگر آید

می‌شود بنده حور و غلمانش

بس که شوق خدنگ او دارم

قد کمان گشت و شد به قربانش

چه شود روز حشر اگر بینند

قدسیان آن دو لعل خندانش

تا به تقصیر ما نپردازند

به تماشا شوند حیرانش

هر که بیند جمال تو دارد

دست تا حشر در گریبانش

ظلم باشد مریض دردی را

خواستن از مسیح درمانش

هر که ره یافت بر سر کویت

نشود میل گشت بستانش

بس که گرید ز چشم خون‌آلود

لاله روید به طرف دامانش

سرفکنده است در رهت خاقان

تو مترسان ز زخم چوگانش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱پا به گل سرو شد ز رفتارش
  2. شمارهٔ ۱۲۲مصور پیش چشمم شد جمالش
  3. شمارهٔ ۱۲۳دل نشد بابت هرجایی خویش
  4. شمارهٔ ۱۲۴دلم افتاده در قیدی که لاقید است صیادش
  5. شمارهٔ ۱۲۵گرفتم تا خیالت را در آغوش
  6. شمارهٔ ۱۲۶غم عالم نهادم بر دل تنگ
  7. شمارهٔ ۱۲۷اندر آن خرم چمن کس را چرا گیرد ملال
  8. شمارهٔ ۱۲۸ناله تا چند کنم از پی بیماری دل
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.