پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

بکش تیغ و بکش زارم مکن پروا تو ای دلبر

نخواهد خون‌بهایم از تو کس در عرصه محشر

روی چون از بر من می‌رود جان من ای جانان

چه سود از عمر بی‌پایان نباشی چون توام در بر

چه باک از کشتنم باشد به دست شوخ بی‌باکی

حیات است این که آمد از برای کشتنم بر سر

تمام عمر خود را صرف کردم از پی وصلش

خوش آن روزی که آن دلبر درآید ناگهم از در

شبی خواهم به سر بردن به کوی آن پری خاقان

که در کویش دمی بودن ز عمر جاودان بهتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲با همه خوف و رجا آمده‌ام سوی یار
  2. شمارهٔ ۱۰۳من مانده ز کوی یار مهجور
  3. شمارهٔ ۱۰۴کفر بود از تو به جز از تو یار
  4. شمارهٔ ۱۰۵ساقی بیا به دور تو گردم که روزگار
  5. شمارهٔ ۱۰۶گردش چشمی چو دور روزگار
  6. شمارهٔ ۱۰۷نمی‌شود به من آن یار آشنا هرگز
  7. شمارهٔ ۱۰۸نهانی غمزه تو گشت غماز
  8. شمارهٔ ۱۰۹حال دل را به جان نگفتم باز
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.