پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳

من مانده ز کوی یار مهجور

سرپنجه عشق می‌کند زور

گردن بزنی اگر به تیغم

زآن به که کنی ز خویشتن دور

خورشید چگونه جلوه می‌کرد

گر ماه رخت نبود مستور

عیب است که بال و پر گشاید

در جرگه شاهباز عصفور

از چشم بد زمانه ترسم

زاین سان که تویی به حسن مغرور

جز دیده‌ام ای صنم به رویت

گر چرخ نظر کند شود کور

پر کن که حیات جاودان است

ساقی قدحی ز آب انگور

دست از طلب تو برندارم

تا روز جزا و نفخه صور

وصل تو نصیب دیگران است

ای من به غم تو شاد و مسرور

عکسی ز رخش اگر فتادی

در کلبه ما شبان دیجور

از پرتوی روی یار خاقان

چون کعبه شدی به دهر مشهور

از خویش به خویشتن گرفتار

افتاده به انگبین چو زنبور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵ساقی بیا به دور تو گردم که روزگار
  2. شمارهٔ ۱۰۶گردش چشمی چو دور روزگار
  3. شمارهٔ ۱۰۷نمی‌شود به من آن یار آشنا هرگز
  4. شمارهٔ ۱۰۸نهانی غمزه تو گشت غماز
  5. شمارهٔ ۱۰۹حال دل را به جان نگفتم باز
  6. شمارهٔ ۱۱۰شبی خوشتر ز صبح عید نوروز
  7. شمارهٔ ۱۱۱دم تو جان به مرده بخشد باز
  8. شمارهٔ ۱۱۲دل به زلف تو شد نیامد باز
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.