پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۳ - مخترع

نگار ترک تاجیکم کند صد خانه ویرانه

بدان مژگان تاجیکانه و چشمان ترکانه

مرادم این بود تا چشم خود بر زلف او مالم

اگر خواهی که او را سازم از مژگان خود شانه

بخواهد مرغ دل را سوخت آخر بال و پر یک شب

ز بس گرد سر آن شمع می‌گردد چو پروانه

بنای عشق را در دل شکاف سینه در باشد

الف‌ها پهلوی هم بر درش خط‌های دندانه

کشم خود را ز بهر سایه هردم زیر دیواری

چو افتاد از نم تف‌های آهم سقف کاشانه

گرت تیره است خلوت رو سوی پیر مغان ای شیخ

که باشد از فروغ باده روشن کنج میخانه

به جرم دین بتی بربسته گرداند به زنارم

چو بخشد نقد دین را گیردم از بهر جرمانه

به من پیمانه ده ساقی چو با رندان دهی ساغر

خم می را ولی بهر دل من ساز پیمانه

نصیحت گوی فانی هم ز آیین خرد دور است

کسی کش عقل باشد کی درآمیزد به دیوانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۵ - اختراعپیمانهٔ مِیْ جویان، رفتم سوی میخانه
  2. شمارهٔ ۲۷۶ - تتبع خواجهگر حکم قتلم فرمود دلخواه
  3. شمارهٔ ۲۷۷ - تتبع سلطان حسینیاز من آواره در کویت فغانی مانده
  4. شمارهٔ ۲۷۸ - تتبع شیخ کمالبه عشقت من خسته را سوختی
  5. شمارهٔ ۲۷۹ - مخترعای شب غم چند در هجران یارم می‌کشی
  6. شمارهٔ ۲۸۰ - تتبع خواجهباز در کوی مغان عاشق مستم جایی
  7. شمارهٔ ۲۸۱ - تتبع میراگر فرهاد و شیرین هر دو در دوران من بودی
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.