پرش به محتوای اصلی
امیرعلیشیر نوایی امیرعلیشیر نوایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۹ - مخترع

ای شب غم چند در هجران یارم می‌کشی

زنده می‌دارم ترا بهر چه زارم می‌کشی

خونم ای گردون بحل بادت اگر از روی لطف

زیر پای رخش آن چابک‌سوارم می‌کشی

اختیارم نیست در جان دادن اندر پیش تو

گرچه از مستی تو هم بی‌اختیارم می‌کشی

روی از می کرده گل گل می‌نمایی با خسان

من که نالان بلبلم زان خار خوارم می‌کشی

ساقیا هر چند کز می‌توانی زنده ساخت

لیک ز استغنا در اندوه خمارم می‌کشی

آتش دل نیز خواهی کشته کرد و زان سبب

مردم ای قاتل به تیغ آبدارم می‌کشی

از برای کشتنم داغ فراقت بس نبود

کز پی وصلت به داغ انتظارم می‌کشی

اینکه ماندم زنده بی‌روی تو جانا زین حیات

چونکه دانی پیش رویت شرمسارم می‌کشی

از تو شد ای عشق فانی زان فنا کندر فراق

سوزیم پنهان و در وصل آشکارم می‌کشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۱ - تتبع میراگر فرهاد و شیرین هر دو در دوران من بودی
همه‌ی غزلیات ←

امیرعلیشیر نوایی درباره‌ی امیرعلیشیر نوایی

میرنظام‌الدین علی‌شیر نوایی (زادهٔ ۸۴۴ ه‍.ق در هرات - درگذشتهٔ ۹۰۶ ه‍.ق) شاعر، دانشمند و سیاستمدار برجسته روزگار فرمانروایی تیموریان و معاصر سلطان حسین بایقرا (۸۴۴ – ۹۱۱ ه‍.ق) بوده است. او مردی نیکوصفت و دانشمند و شاعر بوده اشعار بسیاری به دو زبان فارسی و جغتایی دارد؛ به همین جهت مشهور به «ذواللسانین» بود. تخلص او در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.